|
خاطرات سفر از تورنتو تا بغداد .گریه ها و خنده ها . لحظه ها و معرفت ها برای جوانان
|
|
|
|
||||
عکس اختصاصی - طعمه اصغر دارابی - از مسولین انجمن دانشگاه تهران - مصطفی محمدی نفر دوم از سمت راست در اردو گاه کار اجباری اشرف - محمد رضا ضابطی در ۱۶ سا لگی همراه با مجید محدثین ( نفر ۴ از راست ) به طور غیرقانونی از کانادا به آمریکا و بعد بطور غیر قانونی به عراق برده شدند . ناصر غفوری هم از نوجوانانی بود که بطور غیر قانونی از آمریکا به عراق برده شد در سال ۱۹۹۸ . هر سه نفر ارزوی بیرون امدن از اشرف و آمدن به کاناداو آمریکا را دارند. نفر آخر فرزند ذاکری که در فرانسه مرد ِ هست مجید ، چرا اینقدر بابات ( محمد محدثین ) تاب داره ؟ روز یکشنبه بود از مسافرت که به منظور مشاوره برای چاپ کتابم به انگلیسی و تمام کردن قسمت ها ی زندگیم از خارج به کانادا برگشته بودم . در این مسافرت که فکر می کنم بهشت روی زمین باشد با حوری های زمینی بدون نگرانی از نشست " ج" ، یا د دوستان خوبم ، بر و بچه های زندان اشرف بودم بخصوص مصطفی رجوی و مجید . وهمینطور تمامی بچه ها . توی اشرف تمامی جوانان آرزوشان این است که پایشان به اروپا برسه و بتوانند با یک دختری دوست شوند. در اشرف باید حواسشان باشد که بهشان تجاوز نشه مثا آن یکی امروز تلفن کرد و فهمید م که زیر فشار سازمان هست که ازواقعیت مجاهدین نگوید تا دنیا نفهمد که چگونه وی که کم سن و سال بود دراشرف مورد تجاوز قرار گرفت و مجاهدین از این موضوع برای ساکت کردن وی، استفاده می کنند . با روحیه خوب بر گشته بودم از فرودگاه امدم دیدم بابام داره تلویزیو ن مجاهد رانگاه می کنه . تا ولش می کنی به عشق دیدن سمیه تلویزیون را می بینه و با هر عکسی خاطرات وی و پدر سوختگی رجوی یادش می افته . مجید دیدم بابا ت توی تلویزیون داره چرند می گه . هی هم می گه من زیاد صحبت کردم به مردم ظلم می شه . تلفن کردم تا بهش بگم تو اگه راست می گه پسر و زنت نصرت را از اشرف نجات بده و به انها ظلم نکن . واقعا په بابای بی غیرتی وقتی محدثین را با بابای خودم مقایسه می کنم که برای آوردن من و سمیه چه خطراتی را به جان خرید تا منو از زندان اشرف نجات بده. این محدثین هم تاب داره والله . یک مجید نامی از آلمان تلفن کرد گفت که 3 مورد در دادگاه انگلیس وزارت کشور موافق است و در مورد چهارم اینکه مجاهدین نمی توانند جنگ مسلحانه کنند و دست به اسلحه ببرند . محدثین و رفیعی شو من انگا ری نه که سوال شده . بعدش محدثین یک گاف گنده داد وی که سفیر انگلیس و انگلیس را مسخره می کرد که گفت آره سفیر نوشته که مجاهدین تا سال 2010 دست به عملیات تروریستی نمی زنند. ولی فهیمد سه کرده به روی خودش نیاورد که این سال 2010 از کجا امده که نامه محرمانه اعلام شده بود . یعنی دو سال دیگه باید سماق بمکند. وقتی این آدمها ی تاب دارر ا می بینم از یکطرف خوشحالم که نجات پیدا کردم و مثل آدم زندگی می کنم از طرف دیگر از اینکه دوستانم در زندان هستند ناراحت هستم . تمامی جوانان در ارودگاه اشرف در آرزوی رفتن به خارج و حرف زدن با یک دخترهستند . در این مورد مفصلا نوشته ام .
می دونم که ماههاست که بحث های سرفصل شروع شد ه است و حداقل تا آخر تابستان به هیچ کسی اجازه نمی دهند بیرون بیاد چون در این نشست ها که بقول خودشان امنیتی است شرکت داشته است و نشست ها ی بی سر و ته که همه باید بهم فحش بدن و تاحد جر دادن بهترین دوست خود پیش برند تا ثابت کنند به مریم وفادار هستند .
|
|||||
|
|||||